مصطفى النوراني الاردبيلي

297

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

طباشير مرغوب و درجه يك ، سخت ، قطعات آن زاويه‌دار ، بسيار شفّاف و صاف مانند چينى است ولى نور از آن رد نمىشود و رنگ آن سفيد يا سفيد مايل به آبى شيشه‌اى است . به آسانى نمىشكند و كمى معطّر است ، طباشير روغن را جذب مىكند و پس از آن صاف مىشود و نور را عبور مىدهد . خواص - كاربرد : طباشير را محرّك و افزاينده نيروى جنسى اشخاص گرم مزاج مىدانند . طباشير هندى يكى از چند ماده‌اى است كه سابقا در ايران زنان باردار ، در مواقع ويار مىخوردند ، ولى در حال حاضر در ايران در اين قبيل موارد از تركيبات شيميايى جديد براى رفع ناراحتى ويار استفاده مىشود . « 1 » طباشير كلمه عربى است . آن را در فارسى بنسلوچن و در طبّ يونانى وارد و تباشير مىگويند و در انگليسى آن را Banboo Manna مىگويند . در جوف نى ، رطوبتى جمع شده و خشك مىشود كه هفتاد درصد سيليكت و سى درصد پتاس و آهك مىباشد . اگر رنگ آن مايل به نيلى باشد ، آن را طباشير كبودى مىگويند . رنگ : سفيد و شفّاف و نيلگون ، ذائقه : بىمزه ، مزاج : سرد و خشك به درجه دوّم ، مقدار خوراك : از يك گرم تا 3 گرم . مصلح آن : عسل . خواص : حابس ، قابض ، مجفّف و مبرّد و مفرّح و مقوّى قلب است . براى تبريد در تبهاى گرم ، سوزش معده و تسكين عطش مىدهند . براى قبض و تجفيف در جريان منى ، بواسير خونى ، قى صفراوى و اسهال و در تبهاى موسمى مىدهند . اگر در دهان آبله و دانه بيرون بيايد ، با هل سابيده بر آنها پاشيدن مفيد است خيسانده و جوشانده آن را استعمال نمىكنند . در بعضى از كتابها آن را سرد و خشك 3 درجه نوشته‌اند . بعضى اطبّا آن را براى سوختگى آتش استعمال كردند . ماليدن آن در دندان ، آنها را قوى مىكند ، استعمال زياد آن براى قوه باه و ريه ضرر مىرساند . مصلح آن : عسل و مصطكى ، عناب ، الوا و زعفران است . بدل آن : خرفه و صندل و سماق . بعضى اطبّا مقدار خوراك آن را از 4 تا 7 گرم نوشته‌اند . و نيز در ورم چشم و غش و خفقان استعمال

--> ( 1 ) - معارف گياهى ، ج 6 ، ص 137 .